70

در آغوش شبی خاموش
من و ماه و شبنم
هر سه بي‌قرار تا بوسيدن خورشيد
صبح كه رسيد، مرگ مرطوب شبنم فرا رسيد
ماه تلالو عاريه‌ای را پس داد
و من در يک تنهايی غريب، خورشيد را مات ديدم…

– ناشناس

9 دیدگاه برای “70”

  1. درآمد اينترنتي تا سقف 512000 تومان در سايت ايران بين امكان واريز وجوه كاركرد به حساب بانكي در ايران
    امكان واريز وجوه به كارت اعتباري ايران بين
    تحويل وجوه درب منزل براي تهراني ها
    صدور آريا كارت بنام شما با امكان شارژ متوالي
    امكان خريد از سايت با تخفيف ويژه براي اعضا
    براي كسب اطلاعات بيشتر با ايميل :
    mr_davena@yahoo.com
    تماس بگيريد

  2. و چه تلخ است قصه ای که هر شب تکرار می شود و باز ما شب بعد به انتظار
    شکستن ان تکرار می نشینیم…

  3. سلام دوست عزيز

    تا عشق تو را در سينه دارم
    وحشتي از مردن ندارم
    تا عشق تو را درسينه دارم
    زندگيم را به پاي تو مي گذارم
    تا عشق تو را درسينه دارم
    عاشقانه دوستت مي دارم
    موفق باشي تا درودي ديگر بدرود

    وبلاگ ديگرم
    http://www.1822.blogfa.com

  4. دیوانه باشم یا نه بهتر بمیرم
    و زندگی را در خودم از سر بگیرم
    حالا فقط من یک کلاغ شوم هستم
    که تا ابد به زندگی محکوم هستم….
    موفق باشی عزیز

  5. سلام همسایه ! شعرهایتان را خواندم .زیبا و لطیف مینویسید . برایتان آرزوی موفقیت دارم . یا حق ! ( لینکتان را اضافه کردم )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

82 + = 90

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.