58

آن‌ها حواس خود را جمع کردند و راه خود را پيش گرفتند. ما ديگر نمی‌توانيم آن‌ها را بزنيم. آن‌ها ديگر برای ما غذا نمی‌پزند و حتی نمی‌خواهند شبی در خانه با ما بمانند. به جای اينکه از گناهان ما به خشم آيند، سرگرم گناهان خويش‌اند. آن‌ها نفوس و آرا‌ء را درست در زمانی به دست آوردند كه مردان يكی را گم كرده و ديگری را فراموش كرده بودند. اكنون آن‌ها سيگار می‌كشند، مشروب می‌خورند، دشنام می‌دهند و فكر می‌كنند…

کتاب: لذات فلسفه
نویسنده: ویل دورانت

12 دیدگاه برای “58”

  1. سلام
    جالبه ، نيم ساعت پيش تو تاكسي نشسته بودم ، راننده داشت از زناي امروزي حرف ميزد، مخمو خورد !!!

    وبلاگ خيلي قشنگي داري وخيلي هم پر محتوا
    موفق باشي

  2. سلام
    از تبادل لینک ممنون. من تبادل لینک کردم و لینک شما رو گذاشتم.
    از مطلب های خوبت هم ممنون.
    خدانگهدار

  3. سلام پاییز

    مدتی بود از دنیا دور بودم

    و گویی ویل دورانت درست اندیشده و اکنون اینچنین است نمی دانم چرا آدم ها جای خودشان نیستند….
    چرا؟

  4. صدا مي ياد

    صداي پا مي ياد

    نرم و آهسته مي ياد

    با احساس و آروم مي ياد

    از پشت پنجره اتاق صداي يه ضربه مي ياد

    يه صداي آشنا و خوش صدا به گوش مي ياد

  5. سلام

    از اینکه زنها دارن برای رسیدن به حقوق انسانی خودشون تلاش میکنن خیلی خوشحالم و امیدوارم هر چه زودتر به این حقوق برسند.

    اما در جایی نوشته بودی:
    (اكنون آنها سيگار می كشند، مشروب می خورند، دشنام می دهند
    و فكر می كنند…)
    یادمون نره که زندگی شخصی هر انسانی متعلق به خودش هست.

    نوشته قشنگی بود … من هم مطلبی از ویل دورانت دارم که
    به زودی برات خواهم نوشت.

    موفق باشی
    خدانگهدار

  6. سلام:

    (ازدواج که سابقا هر کسی ناگزير از آن بود و در دوره جوانی به زندگی و رفتار انسان

    ثبات و استقامت ميبخشيد از رواج افتاده است و مردان خيال ميکنند که ميتوانند

    ازدواج ناکرده از منافع آن بهره مند شوند و از زيانهای آن در امان باشند.)

    ویل دورانت – کتاب “لذات فلسفه”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

85 + = 89

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.