52

Resident Evil

شهری متروک، خانه‌هایی ویران، کوچه و خیابان‌های خالی، هوایی مسموم و مه‌آلود، و سکوتی مرگبار! همه‌ی مردم شهر مرده‌اند؛ با بیماری که ویروس‌اش به دست انسان ساخته شد، همدیگر را مثل سگ‌های وحشی، دریدند و کشتند. یک بحران بیولوژیک، که نسل انسان را منقرض کرد. اما موجودی هنوز زنده است! همان غریبه! اینجا اقامتگاه شیطان است؛ و این، سرنوشت شوم انسان…

22 دیدگاه برای “52”

  1. سلام همسایه بابت ایرادی که توی وبلاگم پیش اومده بود شرمنده…درستش کردم و خوشحالم از حضور دوباره سبزت!

  2. سلام… و در این اقامتگاه شیطان ف تنها وردهای کودکانه است …که نگاهمان میدارد.. ممنون از اینکه آمدید…. لینکتان را هم اصلاح کردم

  3. سلام پاييز عزيز دستور شما اطاعت شد و لينك شما با آدرس جديد در ليست دوستان قرار داده شد. موفق باشيد و شاد. ضمنا نوشته اتون زيبا بود.

  4. سلام …
    انسان ها را نبايد و نمي توان به راستي نجات داد ، چرا كه در برابر وظيفه بس دشوار دشواري قرار دارند، آنها بايد خودشان را با نيروي خودشان نجات بدهند که متاسفانه
    نجات پیدا نمیکنند …
    موفق باشی

  5. شادمانم …
    از اینکه هستم و نیستم …
    شادمانم …
    از اینکه هست و نیست …
    و شادمانم …
    از اینکه تو در کنارم هستی و نیستی …
    کم کم معنای عاشقی را یاد می گیرم !
    ( به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی … )

  6. سلام
    خواستم یه خسته نباشید بگم بهتون
    و یه سوال
    تعداد لینک رو چه جوری میشه افزایش داد
    ممنون میشم منو هم از دوستاتون بدونین
    موفق باشین

  7. سلام پاییز جان
    ممنون از حضور گرم و پر مهرت …. خوشحالم کردی … چشم همین الان آدس لینکتو درست میکنم ..
    راستی منم آپم خوشحال میشم بازم پیشم بیای ….
    سبز و استوار باشی …

  8. سلام دوست من..
    اطاعت امر شد و آدرس شما را تغییر دادم…
    و انسان در سراشیبی زمان از پس دستاوردهایش به قهقرایی که نامش تمدن نوین است گام نهاد …
    تا خود را در استحاله ایی از تفکرات به ظاهر مدرنش گرفتار کند…
    وای بر احوال این بشر..
    که خود کرده را تدبیر نیست.
    پاینده باشی…
    یا حق.

  9. سلام . با پیشنهادت موافقم . فقط باید یاد آوری کنی و اینکه با این ایمیل تماس بگیر ( در حال حاضر دسترسی به اینترنتم کمه …)

  10. در خانه من باز برف سختي باريده من روي برف ها از دردي نوشتم که در تو طاقت خواندن ديدم سري به خانه ام بزن به رسم دوستی …

  11. پشت ديوار انتظار

    پليست همچون آبشار زمان

    در جاده هاي پر پيچ و تاب زندگي

    لحظه ها ايستادنند در صف بي كسي

    انتظار بودن با بهترين

    همچون گلي بي همنشين

    انتظار بيهوده پيمودن لحظه ها

    براي رسيدن به انتهاي جاده ها

  12. وقتي مياي صداي پات از همه جاده ها ميادانگار نه از يه شهر دور، که از همه دنيا می‌آد..سلام دوست عزیز.امیدوارم که حالت خوب باشه.وبلاگ آدمک ها اپدیت شد که جشن تولدم هم در حال برگذاریست.منتظر قدم های همیشه گرمت هستم.میوه وشیرینی هم زحمت بکش با خودت بیار که از خودت پذیرایی کنی.مرسی عزیز.پاینده باشی و سربلند.یا حق

  13. درووووووووووووووووووود
    وبلاگ زیبایی هست به همراه اشعار زیبا.
    زیبا مینویسی.
    خوشحال میشم که باز هم به من سر بزنی.
    من آپ هستم.
    موفق باشی و خداحافظ

  14. سلام پاییز
    امیدوارم زنگیت همیشه بهارگونه باشه
    من دوست سیبم
    حاش خوبه یه مقدار گرفتار براش دعا کن
    موفق باشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 26 = 28

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.