355

خیال می‌کنم که نرفته‌ای
و هنوز
این خیابان همیشگی را
با من قدم می‌زنی
می‌ایستم پشت شیشه‌های کافی‌شاپ:
ما داریم آن‌جا قهوه می‌نوشیم
چای می‌نوشیم
شکلات داغ می‌نوشیم…
حالا دارد باران می‌بارد
و من حتی نمی‌توانم
یک چتر
برای خودم خیال کنم

– مهدی اکبری‌فر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

8 + 2 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.