336

,I would we lay
In deep cool shadow
.At noon of day

,How sweet to lie there
,Sweet to kiss
Where the great pine-forest
!Enaisled is

Thy kiss descending
Sweeter were
With a soft tumult
.Of thy hair

O, unto the pine-wood
At noon of day
,Come with me now
.Sweet love, away

In the dark pine-wood-
James Joyce-

در جنگل خاموش کاج

کاش می‌آرمیدیم،
در سایه‌سار ژرف خنک
به نیم‌روز.

چه دلچسب است آن‌جا آرمیدن،
دل‌انگیز برای بوسه،
آن‌جا که جنگل بزرگ کاج
احساس نمی‌شود!

بوسه‌ات
شیرین‌تر می‌گردد
با پریشانی ملایم
گیسویت.

آه، به جنگل کاج
در نیم‌روز
با من بیا،
عشق شیرین، تا دورها.

12 دیدگاه برای “336”

  1. If you forget even to open the window of your black bricks room, go to that notes written last summer. a word of hope is written. I gave my heart’s sigh to fall breeze. Each black bricks of your room are incarnation of that sigh, one by one

    اگر یادت رفت پنجره اتاق آجر مشکی ات را باز کنی، سری به جزوه های نوشته شده تابستانهای گذشته بزن… واژه امیدی نگاشته شده است .. من آه دلم را به دست نسیم پاییزی داده ام دانه به دانه آجرهای مشکی اتاقت، تجسم آن آهند..

    – منم با افتخار.

  2. الان چشم ها مو بستم و همه یشعر رو تصور کردم…اما خیلی تلخه وقتی آدم میدونه تصوراتش هیچ وقت واقعی نخواهند شد!…گذاشتم و گذشتم…

  3. می خواستم زندگی کنم راهم را بستند٬

    ستايش کردم گفتند خرافات است ٬

    عاشق شدم گفتند دروغ است ٬

    گريستم گفتند بهانه است ٬

    خنديدم گفتند ديوانه است ٬

    …… دنيا را نگه داريد ميخواهم پياده شوم !

    شریعتی

  4. خوشا به حال کسانی که نمی دانند

    چرا آمدند

    چرا می مانند

    چرا خواهند رفت،

    ولی من ماندن و رفتن را می دانم

    می دانم چرا زنده ام،

    خاموشم ولی سکوتم فریاد بی صداست

    دلم پر از خون

    چشمانم پر از اشک

    لبانم پر از نوای غم

    تنم پر از گرد و غبار انتظار

    من خسته ام،

    خسته از این روزگار

    نمیدانم می دانی یا نه

    پس بشنو

    که من هرگز بی تو به قله ی پر بار آرزو نخواهم نشست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

22 + = 32

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.