21 دیدگاه برای “334”

  1. سلام
    با سرويس لينك دهي پيشرفته و برتر لينك من مي توانيد مطالب وبلاگ خود را به ديگران معرفي كنيد و افزايش بازديد داشته باشيد .

  2. چه کسی می داند

    دل غمدیده من

    آتش شوق تو را می جوید

    یا درون قفس تنگ خیالش

    خویش را؟

    چه کسی می داند

    غم پنهانی چشمان و سکوتم

    از چیست؟

    یا که در لحظه ی فریادم

    چیست؟

    چه کسی می داند

    آسمان آبی ست

    و غروبش خونین؟

    چه کسی می فهمد

    حس آن قطره که بارید به دشت

    همسفر با شب مهتابی عشق

    آسمانی ست شبق رنگ و سیاه

    یا که نوریست

    در دل تار زمین؟

    چه کسی می فهمد

    حس یک قطره ی شبنم

    روی گل بوته یاس

    پاکی حس پرستوهاییست

    که شب آهنگ تو را میجویند؟

    چه کسی می شنود

    یک ماهی سرخ

    در سرش زمزمه های دریاست؟

    چه کسی می شنود

    فریاد برگ های درخت

    دست شوقی ست که همراه من است؟

    من و دریا و سکوت و مهتاب

    من پر از فانوسم

  3. گاهــــــي دلم براي خودم تنگ ميشود
    گاهـــي دلم براي باورهاي گذشته ام تنگ ميشود
    گاهــــــــــي دلم براي پاكيهاي كودكانه ي قلبم ميگيرد
    گاهي دلم از رهگذراني كه در اين مسيـر بي انتها آمدند و رفتند، خسته ميشود
    گاهـــــــي دلم از راهزناني كه ناغافل دلم را ميشكنند میگیرد
    گاهــــــــي آرزو ميكنم اي كاش…
    دلــــــي نبود تا تنگ شود
    تا خسته شود
    تا بشكند

  4. chera hichi az payiz tu webet nis/y chanta ham azash benevis ham mozu jalebiye ham in k onvane webe y kam bishtar jelve mikone
    az tarafe y montaghed
    bye

  5. تو بازی تقدیر تو، طلسم تاریک شبم

    چشام همیشه ابری و حسرت خنده رو لبم

    با رفتنت دنیا دیگه، مثل یه زندونه برام

    قشنگیای دنیا رو، بی تو نمی بینه چشام

    شاید که سرنوشت من، حسرت با تو بودنه

    شاید دلم شیشه ایه، شاید دلت از آهنه

    خسته شدی خسته شدم، دلم شکسته بی هوا

    بسته شده درای عشق، با دستای تو بی وفا

    گذشتن از این عاشقی، برای تو چه ساده بود

    دلم مثل شقایقی،به زیر پات افتاده بود

    گفتی که تو عشقم بسوز، خاکسترم رو می دیدم

    اول راهی تو هنوز، به آخر خط رسیدم!

    …………………………………………………..
    ممنون پاییزی مهربون..

  6. می دانم تقدیر این بود که پاییز برای من شود و بهار برای تقدیر…شاید تقدیرش را جای دیگری نوشته باشند!در فصلی دیگر!
    دلتنگ چرا شدی مرد پاییزی؟

  7. سلام

    کاش تقدیر من تو باشی..

    توی وبلاگتون داره برف میباره؟چرا سرد نیست پس؟

    موفق باشید.

  8. کدومشون برای دربرگرفتن من قوی تربودتمام دوست داشتن تویاتمام اراده تقدیر؟

  9. بی خیال بابااینادیگه چیه می نویسی؟یعنی چه برای من بودی ویابرای تقدیر؟این دیگه چه جوردوست داشتنی؟
    حالاگذاشتی طرف بره میگی مال من بودی یامال تقدیر؟فکرنمی کنی کم کاری ازخودت بودکه گذاشتی بره؟
    یاشایدم مطمئن نبودی که اونوبرای همه خودت میخوای؟

  10. برگ از درخت ميوفتد بي آنكه من و تو
    بدانيم شايد در همين حوالي جايي ميان
    فاصله ي همين رها شدن و افتادن دلي لرزيده است…
    برگ زير پاي عابراني كه گويا خسته اند
    از اين همه رها شدن و افتادن مي شكند
    بي آنكه من و تو بدانيم شايد در پس اين همه بي خيالي
    نگاهي به نگاهي گره خورده است
    و چيزي به نام مهر زاده شده است…
    و اين است معجزه عشق…

    پاييز مبارك

  11. 000000___00000
    _0000000000000000
    _0000000000000000
    __00000000000000
    ____00000000000
    _______00000
    _________0
    ________*__000000___00000
    _______*__0000000000000000
    ______*___0000000000000000
    ______*____00000000000000
    _______**_____00000000000
    ________*_______00000
    _________*________0
    _000000___00000___*
    0000000000000000___*
    0000000000000000____*
    _00000000000000_____*
    ___00000000000_____*
    ______منتظرتم 00000_______*
    ________0________*
    ________*__000000___00000
    _______*__0000000000000000
    ______*___0000000000000000
    ______*____00000000000000
    ______*______00000000000
    _______*________00000

  12. تقدیر خیلی بی رحمه
    همیشه اون چیزی رو که انتظارشو نداریم و نمی خواهیمش بهمون میده!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

18 + = 27

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.