4 دیدگاه برای “28”

  1. روی ستون‌های بی سایه رجز می‌خوانند.
    طلسم شكسته خوابم را بنگر
    بیهوده به زنجیر مروارید چشمم آویخته.
    او را بگو
    تپش جهنمی مست!
    او را بگو: نسیم سیاه چشمانت را نوشیده‌ام.
    نوشیده‌ام كه پیوسته بی آرامم.
    جهنم سرگردان!
    مرا تنها گذار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 8 = 14

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.