269

آن روزها

آن روزها
مادر
در یک تشت پرآب
با کمی صابون و
چند تکه لباس
خورشید را می‌شست
آن روزها
همه‌ی لباس‌های من
بوی آفتاب می‌داد

– واهه آرمن

4 دیدگاه برای “269”

  1. سلام
    مثل اينكه منو شما خيلي به هم شبيه هستيم
    مي تونم اسمتون رو بدونم
    خوشحال مي شم به من سربزنيد
    منتظر حضور سبز شما هستم
    فعلا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 + 5 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.