249

شکوه‌ی ناتمام!…

ای آسمان! باور مکن، کاین پیکر محزون منم.
من نیستم! من نیستم!
رفت عمر من، از دست من…
این عمر مست و پست من:
یک عمر با بخت بدش بگریستم، بگریستم!
لیک عمر پای اندر گلم،
باری نپرسید از دلم…
من چیستم، من کیستم؟!

– كارو

2 دیدگاه برای “249”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 41 = 47

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.