8 دیدگاه برای “248”

  1. عصیان از ابتدا پاشیده شد روی پیشانیمان
    اینجا کجاست که میگویند زمین؟
    پیامبران بشارت چه دادند که دیده نشد تا به حال؟
    …….
    پر فروغ بود و ملموس در لمس یک ورق کاغذ سپید ناب
    در فلسفه و منطق به دنبال نگاه سنجاقک میگردیم که روزی به آن خدا میگفتند.
    ما را چه شده؟
    خدا را…؟

  2. چه داستان تامل برانگیزی…
    شاید آنکه جسارت عصیان دارد، شجاعت توبه نیز داشته باشد.
    .
    خواندنی بود رفیق پاییز .
    ممنون.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 + 4 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.