222

پاییز است، پاییز
زمین و زمان زرد شده‌اند
خزان به همه‌جا سرک کشیده است
حتی گل‌های قشنگ پرده‌ی خانه‌ی مادربزرگ هم
زرد شده‌اند…

– اشرف اعظمی

10 دیدگاه برای “222”

  1. چون پائیز آید
    دل اندوهناک من هم‌چون پرندۀ آزاد شده
    از قفس
    شاد می شود، در آسمان زیبای خدا پرواز می‌کند.

    من پائیز را
    هم‌چون چشمان تابناکت دوست می‌دارم
    تا بدانی
    برگریزان همچون تو، معشوقه‌ی هزار ساله‌ی من است”

    :پوریا ضرابی “

  2. پاييز در حال كوچ است مگذار خاطراتمان را با خود ببرد.

  3. چو گلهای سپید صبحگاهی
    در آغوش سیاهی
    رها شو
    بپا خیز و رها کن
    بتاب آرام و در ابر هوا شو
    نیایش کن
    دو پا بر هم بزن پایی رها کن
    بپرداز
    بپرهیز
    چو رقص سایه ها در روشنی شو
    چو پای روشنی در سایه ها رو
    سر هر رهگذاری جستجو کن
    به هر راهی نگاهی
    به هر سنگی درنگی
    ستاره دانه چین کن نیک و بد کن
    نظر بر آسمان سوی خدا کن
    دعا کن
    سیاوش کسرایی از خون سیاوش (گزیده)

  4. سال نو و تولدت پیشاپیش مبارک. اون روز نیستم که بیام و تبریک بگم گفتم زودتر تبریک بگم بهتر از اینه که دیر بشه

  5. به تماشا سوگند ، و به آغاز كلام ، و به پرواز كبوتر از ذهن ، واژه اي در قفس است . حرف هايم ، مثل يك تكه چمن روشن بود . من به آنان گفتم : آفتابي لب درگاه شماست . كه اگر در بگشاييد به رفتار شما مي تابد

    سلام
    تبریک میگم وبلاگ جالبی دارین
    خوشحال میشم به وبلاگ منم سری بزنید

    با تبادل لینک موافقید؟
    منتظرم

    یا حق

    از غصه نپرهیزم
    چون زاده پاییزم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

7 + 2 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.