195

در یادها می‌مانم

در
یادها
می‌مانم چون مرگ
در کوره راه آمد و شد ارواح
در توهم بودن
از ترس انکار خود
از وحشت انکار تو
تنهایی‌ام را
مخاطب می‌سازم

باز پاره‌ای خاطرات نامیرا
[بر تپه‌های مه‌آلود
کودکی‌ام ایستاده است هنوز
با پیراهنی که بوی شعر می‌دهد]

در
یادها می‌مانم
مثل مرگ
در این توفان می‌خوانم
چون ئوو…ئووی مرغ‌های دریایی…

– اقبال معتضدی

12 دیدگاه برای “195”

  1. یک بار دیگر هم پیشنهاد دادم…کاش لینکی ‘ معرفی ای و … از آدم هایی که شعرهایشان را میگذاری بگذاری..(!!!جمله بندی را…!!) نمی شناسمشان گاهی اوقات…ولی زیباست…زیبا

  2. سلام
    سایت کیمیا با هدف انتشار آخرین مطالب دسته‌بندی نشده و تخصصی وبلاگ ها افتتاح شد. در صورت تمایل می توانید مطالب وبلاگ خود را در کیمیا منتشر کرده و از این طریق خواننده بیشتری جذب نمایید. (هربار فقط یک مطلب. لینک به کل وبلاگ مجاز نیست)
    http://www.kiemia.net

  3. سلام مرد پاییز خوبی؟
    منو که یادت هست؟
    اومدم بگم که هنوز فراموشت نکردم
    همیشه شاد و سلامت باشی

  4. سلام شعر زیبائی بود از خوندنش لذت بردم
    وممنونم از حضور سبز شما در اشیانه شعر
    شاد وموفق باشید

  5. بار دیگر قلم سرنوشت موجب ان شد که این وبلاگ بروز رسانی شود .

    شعری نو ، که تمام ظرایف ادبی توسط هنرمندی ، هنرمندانه در ان گنجانده شده .

    . . .من مسلمانم . اثری سپید و ماندگار از سهراب سپهری .

    امیدوارم نظر سازنده ی شما ، کمکی باشد جهت انچه که من ذی نفع ان هستیم .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 7 = 11

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.