194

من کنار توام تو کنار منی
دلت اما کنار دلم نیست
نمی‌دانم چرا!
پیش از این‌ها دوست‌تر بودیم
نمی‌دانم چرا!
خنده‌هامان خنده‌های عشق بود
چشم‌ات اکنون دروغ می‌گوید باز
همه‌ی عالم دروغ می‌گوید باز
من میان دو جوی اشک هستم
ولی انگار دروغ می‌گویم باز…

– ناشناس

20 دیدگاه برای “194”

  1. سلام دوست گلم
    امیدوارم که حالت خوب باشه
    خیلی خیلی خوشحال شدم که با وبلا گتون آشنا شدم وبلاگ بسیار زیبایی دارید و همچنین مطالبتون خیلی زیباست
    خوشحال میشم به منم سر بزنید
    منتظرتونم
    قربانت

  2. سلام
    وبلاگ بسیار خوبی دارین .
    در ضمن من حاضرم که با شما تبادل لینک داشته باشم ولی نظر خود شما شرطه .

    خوشحال میشم به وبلاگ من هم سری بزنید .
    ممنون

    نظرات شما جویای احوال پریشان ماست .

  3. گاهی هم دلها پیشه همه و ….
    —–
    آره موجوذات ضعیفی هستیم ما انسانها

  4. این زندگی عرق سگی است . این زندگی زرورق شده تنهایی است . این زندگی به

    اواخر عمر فاحشه های پیر می ماند. من واقعا از این طپش سردرگم خسته ام . از این

    زندگانی بی زنبق پاییز گرفته …

    ” احمد عزیزی

  5. من دلم ميخواهد …
    خانه اي داشته باشم پر دوست …
    كنج هر ديوارش …
    دوستانم بـنشينند آرام …
    گل بگو گل بشنو …
    هر كسي ميخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد …
    شرط وارد گشتن شستشوي دلهاست …
    شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست …
    بر درش برگ گلي ميكوبم …
    و به يادش با قلم سبز بهار …
    مينويسم:اي يار خانه دوستي ما اينجاست ! …
    تا كه ديگر نگويد سهراب :
    خانه دوست كجاست

  6. در اتاقی که به اندازه ی یک تنهاییست
    دل من
    که به اندازه ی یک عشق است
    به بهانه های ساده ی خوشبختی خود می نگرد
    به زوال زیبایی گلها در گلدان
    به نهالی که تو در باغچه ی خانه امان کاشته ای
    و به آواز قناریها
    که به اندازه ی یک پنجره می خوانند

  7. درود

    جوکر با یک غزل به روز شد

    من بودم و تو بودی و تصویر هیچ کس
    یک انفجار واقعی از بوسه های گس

    در امتداد فکر خودم (بوسه … بوسه… بعد)
    …………………………………………….سر بزنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

84 + = 88

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.