فریب

سرود نواخته می‌شود
همه می‌ایستیم
لبخند می‌زنیم
و اشک می‌ریزیم

سرود به پایان می‌رسد
اما هنوز ایستاده‌ایم
-صندلی‌ها را دزدیده‌اند
زمین را هم فروخته‌اند-
دیگر جایی برای نشستن نداریم

– واهه آرمن

19 دیدگاه برای “فریب”

  1. تو آن سوي آتش ايستاده‌يي
    و لبخند مي‌زني…
    و لبخند تو آنقدر بها دارد
    که به خاطرش از آتش بگذرم،
    من طلا خواهم شد،
    مي‌دانم…

    جبران خليل جبران

    عالی وموفق باشید

  2. سلام سروده زیبائی بود
    واما نوشتید من با نومیدی خود معتادم …
    وقتی دری را بروی خود بستی انتظار ورود کسی را نیز نمیتوان داشت حتی اگرامید باشد…در های امید را گشایشی باید!!!ف.شیدا
    شاد امیدوار و موفق باشید

  3. سلام . ممنون از اینکه قابل دونستی سر زدی و برام وقت گذاشتی . نمیدونم چرا برای شما این مشکل تو دیدن صفحه به وجود اومده ولی همین آدرس لینک رو من از صبح برای اطمینان تو چند جای مختلف با چند تا سیستم و اینترنت مختلف چک کردم و مشکلی نداره . در ضمن من هنوز چیزی ننوشتم که منو بخوان فیلتر کنن . ” سرود که به آخر میرسد باید تمام شوی و تو هم به آخر برسی . کنجکاو میشوم که پیروی نکنم و انتهای سرود منتهای من نباشد . تمام میشود و زیرکانه مینشینم . صندلی ها را … / تا درودی دوباره بای بای

  4. سلام دوست قدیمی . سال نو مبارک . خیلی خوشحالم که هنوزم وبلاگم تو لینک وبلاگت هست . قلم زیبایی داری وقت کردی به منم سر بزن . موفق باشی . خدانگهدار

  5. ببینم، تو اون سید مهدی موسوی رو می شناسی؟ اگه آره، همون مهدی موسوی یه که دانشگاه علامه درس می خوند؟؟ اگه همونه، سلام منو خیلی خیلی بهش برسون. خیلی دلم براش تنگ شده، به خاطر حساسیت اش و روحی که تو اون فضای مسخره هنوز نگه داشته بود…

  6. هيچ و باد است جهان؟

    گفتي و باور كردي!؟

    كاش، يك روز، به اندازه «هيچ»

    غم بيهوده نمي‌خوردي!

    كاش، يك لحظه، به سرمستي باد

    شاد و آزاد به سر مي‌بردي!

  7. چقدر ظرافت دارد این شعر… ترجمه خودتان است؟؟ چه درد بزرگی را دیده است..ممنونم..واقعا

  8. سلام دوست پاییزی من
    ممنون به وبلاگم اومدی
    وبلاگ سابقم در بلاگفا بود
    الان تو افتاب بلاگ
    و بزودی ان شالله با یک تحول بزرگ یه جای دیگه؟
    میخوام اگه بتونم به کمک یکی از دوستانم یه سرویس ارایه دهنده وبلاگ را ه بندازم
    اگه راش انداختم حتما بهت خبر میدم

  9. سرود نواخته مي شود

    همه مي ايستيم

    همچون شاگردي كه با احترام مقابل استاد دست به سينه و گوش به فرمان ايستاده

    سرود به پايين ميرسد

    تنها صداي كف زدنها به گوش ميرسد

    اما همچنان ايستاده ايم

  10. سلام پاییزی عزیزخوبی؟
    قبل از هر چیز امیدوارم که سال خوبی رو در پیش رو داشته باشی.
    واسه من که سال 85 سال خوبی بود چون وبلاگ رو راه انداختم و دوستای خوبی مثل تو پیدا کردم.
    از طرفی معذرت می خوام که مدتی رو بخاطر مشکلی که داشتم نتونستم سر بزنم

    این پستت درسته کوتاه بود اما توش حرفای زیادی بود.
    از وبلاگت خیلی خوشم می یاد.هرچند که قالب زیبای پاییز رو برداشتی اما بازم زیباست .حتی اگر نوشته های خوبت رو هم حذف کنی باز من بخاطر این موسیقی زیبا می یام و شعر سلن دیون رو زمزمه می کنم.
    امیدوارم موفق و جاری باشی………..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 8 = 9

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.