164

پاییز را همیشه دوست داشته‌ام
به خاطر آسمان ابری و گرفته
روزها و شب‌های بارانی
هوای سرد و مه‌آلود
باد و برگ‌های خزان
آرامش و سکوت
صدای کلاغ‌ها در غروب
و به خاطر تنهایی‌اش…

20 دیدگاه برای “164”

  1. پاییز را دوست دارم.. به خاطر رنگ پریده اش.. رنگ نوستالژیک مرض!!! زیبا بود..مرسی که اومدی

  2. سلام
    راستش دنبال مطلبی تو گوگل بودم که وبلاگتان……می خونم بعد میام نظر می دم اما ان شعر سهراب…

  3. روز ها می گذرند ..

    هر روز بیشتر از دیروز

    تار و پودمان را رشته می کنیم

    هر روز نکبت تر از دیروز

    ..

    کاش می مردم
    ..
    ..
    می تووو

  4. سلام و فراوان درود بر مرد پاییزی سال…
    نمیدانم چرا اینقدر عاشق این فصلید؟ که حتی با شنیدن صدای کلاغ آرام میشوید…
    پاییز را نمیدانم چرا رویایی خطاب میکنید…شاید به خاطر زیباییش؟!!…
    اما تنها مرز کوچکی بین تنها بودن و تنهایی وجود دارد…
    گه گاهی که ما تنها لحظه ای میتوانیم به خویشتن فکر کینم آنقدر غرق در خود میشویم که خود را تنهای تنها می پنداریم…
    اما تعابیری که به کار بردید برای عاشقان پاییز زیبا و دلنشین بود…بسیار…

  5. هميشه تفاوت بين تنهايي و يگانگي را به ياد داشته باش‌.
    يگانگي قله‌ي تجربه است‌.
    و تنهايي دره‌.
    يگانگي نور به همراه دارد، شعله است‌
    تنهايي ظلمت است و خفقان‌
    تنهايي زماني است كه به ديگران نيازمندي‌;
    يگانگي زماني است كه از وجود خود سرمست مي‌شوي…

  6. تو عشقت به پاییز شریکم
    مرسی به خاطر وبلاگت
    بخاطر نوشته هات
    که خووندنش همیشه برام جالبه

  7. سلام خوبی؟
    رسیدن یلدای دیگری رو بهت تبریک میگم
    گل وحشی آپ شد
    بهم سر بزن
    منتظرتم
    موفق و سلامت باشی
    بای

  8. منم پاییز رو خیلی دوست دارم
    الان که تموم شده دلم براش تنگ شده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 67 = 75

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.