160

سیب سرخ

در لابه‌لای خاطرات گمشده‌ام
به دنبال چیزی می‌گردم
آن‌قدر آن‌ها را مرور کرده‌ام
که رنگ تمام‌شان
از رو رفته است!
و تمام شعرهایم
معنی عشق را از یاد برده است
آخرین صفحه را می‌گشایم
با این امید
که بیابم
گمشده خود را…
آری،
همان است:
سیب سرخ
که رنگ تمام خاطراتم را
از بوی بهشت
عطرآگین کرده است
او، همان است:
سیب سرخ…

– الهام چوپانی

16 دیدگاه برای “160”

  1. تو به من خندیدی
    و نمی دانستی
    من به چه دلهره از باغچه همسایه
    سیب را دزدیم
    باغبان از پی من تند دوید
    سیب را دست تو دید
    غضب آلوده به من کرد نگاه
    سیب دندان زده از دست تو افتاد به خک
    و تو رفتی و هنوز
    سالهاست که در گوش من آرام آرام
    خش خش گام تو تکرار کنان
    می دهد آزارم
    و من اندیشه کنان غرق این پندارم
    که چرا
    خانه کوچک ما سیب نداشت
    حمید مصدق
    ____________

  2. درود….

    روزي ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت

    روزي كه هر لب ترانه است تا كمترين سرود ، بوسه باشد

    روزي كه تو بيايي براي هميشه بيايي و مهرباني با زيبايي يكسان شود

    روزي كه ما دوباره براي كبوترهاي مان دانه بريزيم

    و من آن روز را انتظار مي كشم ، حتي روزي كه ديگر نباشم

    زیبا و به جا بود…
    ممنون

    این روزا پاییزی ها زیاد شدن…

  3. سلام قدر شعر زیبائی بودواقعا بدلم چسبید
    ممنونم از حضور همیشه گرم شما در آشیانه شعر اما من چگونه میتوانم من در خدا باشم نه خدا در دل من ؟! بخاطر وسعت وجود خداست که میشود در او جای گرفت وکوچکی دل من که وسعت حضور او را ندارد؟
    شاید حق با شماست چون من در خدائی خود گم شده ام وهمان اوست که مرا میکشاند تا پیدایش کنم
    موفق وشاد باشید

  4. و چه دلتنگ می نوازد
    زیر آوار غروب کوچه را خلوت باد
    و من دل تنگ
    گم شده ام در لابلای خاطرات…

  5. بابا وبلاگت خیلی لوسه درسش کن مرد پائیزییییییییییییییییییییییییییییییییییی

  6. سلام…یکسالی هست که از نوشتن رفتم…مصلوب فراموشتان نکرده است…بازگشتم…و خوشحالم که می توانم دوباره کنارتان بنویسم!

  7. سلام بر مرد پاییزی…

    سیب…
    .
    .
    سرخ…
    .
    .
    خاطرات…
    .
    .
    یکی خاطراتش سرخابیه و دیگری خاکستری…
    حتما خاطراتش دوست داشتنی بوده که مرورشون کرده و رنگ و روشون رفته…
    شایدم دلتنگ کننده بوده…
    گمشده…
    .
    .
    شاید او همان باشد…

    “شاد باشی و سبز…”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 61 = 70

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.