157

وقتی زیر سیگاری‌ها را شستند و پاک کردند، ما سیگار کشیدن را ترک کردیم. وقتی به ما گفتند که کتاب‌های مقدس، قمار کردن را از گناهان شمرده‌اند، ما ورق‌ها را سوزاندیم. با نخستین نسخه‌ی سرزنش‌آمیز یک طبیب، ما شراب‌خواری خوش شب‌هایمان را کنار گذاشتیم. و چون داستان دستگیری از بی‌کسان و یتیمان را در ساده‌ترین آیه‌های مذهبی خواندیم، جیب‌هایمان را در دست اولین عابر فقیر تکاندیم و جامه‌هایمان را به دومین عابر برهنه بخشیدیم. و شنیدیم که گفتند: «خوشا به حال فروتنان و پرهیزگاران که شادی دنیا از آن ایشان است». آن‌گاه ابتدایی، برهنه، تهی، غمگین و سلامت رفتیم تا از رودخانه بگذریم؛ اما رودخانه طغیان کرد و همه‌ی ما در آب فرو رفتیم…

– نادر ابراهیمی

13 دیدگاه برای “157”

  1. جالب بود …
    فکر میکنم کسی که به خاطر دلش ریسک میکنه اصلا فکر نمیکنه چی میخواد بشه فقط دل رو به دریا میزنه

  2. سلام دوست عزیز…
    بارها و بارها این مطلبت رو خوندم…خیلی زیبا بود و البته جای تامل داشت…
    پایدار باشی…

  3. سلام
    خوبی ویلاگ پاییزی توی فصل برگ ریز بهتر نیست از هم سراغ بگیریم
    ضمنا خسته نباشی پست زیبایی نوشته بودی
    mer30

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 29 = 32

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.