9 دیدگاه برای “154”

  1. زاده ء هستی «پائیزم» من
    زاده ء مهر و خزان در این دهر
    لیک پائیز و خزان هم زیباست
    چون به مهری دل من را پرورد
    مهر ” در جان و تنم جاری شد
    همچو آن رود به پائیز روان
    رود،ٍ پر آب همی جاری بود
    همرهش بارش باران به خزان
    من ز پائیز نخواهم رنجید
    که گل از پهنه’ هر باغی برد
    یاد که در باغ “خزان” را جا داد
    آسمان را بدل ابر سپرد
    یا که باران به خزانش بارید
    برگها مرده زمین می افتاد
    رنگی از قرمز و نارنجی و زرد
    به تن سبز درختان میداد
    آن پرستو ز کجا می فهمید
    ؟!
    فصل کوچ است و زمستان د ر راه
    در شب سرد زمستان می ُمرد
    گر ز پائیز نمی شد آگاه
    از زمستان تو چه سان میگفتی؟
    گر که در جاي خزاني بودي؟
    چه کس از سردي فردا می گفت
    به هر آن مور و به هر موجودي؟
    مهربان است دل پاک خزان
    از زمستان چو بما مي گويد
    ميرود مرغ بهاري ره کوچ
    گل به گلخانه دگر ميرويد
    با نگاهي ز محبت بايد
    نگهي بر دل پائيز انداخت
    ماه مهر است که او مي آيد
    بايد او را به همان ,مهر , شناخت
    زاده ء مهرم و ميدانم من
    هر که با مهر به دنيا نگريست
    خود او ديده جهان در همه فصل
    پر از عشق است و پر از زيبائيست

    مهر 1382از. ف.شيدا
    حالا دلت از فصل زیبای خودت ه ماه تولدم منم هست شاد شد_؟
    امیدوارم شده باشه
    موفق باشی

  2. یه متولد ماه مهر میدونه که پاییز یعنی چه و چه حالی داره توی این فصل راه رفتن و خش خش برگها رو زیر پاهات حس کردن

  3. سلام گلم
    مرسی نظر لطفته
    خوشحالی که فصلت اومد
    خوش باشی
    باز هم کوتاهههههههههههههههههههههههههههه خیلی قشنگ بود
    من بهت 20 میدم حتی اگه غلط املاییداشته باشی
    فعلا بای

  4. سلام ! راستش من هم پاییز را دوست دارم واین وب شما واقعا حال وهوای پاییزی دارد… رنگها خیلی زیبایند… دلتان شادّ!

  5. سلام . من عاشق فصل پاییزم. چون فصل پاییز فصل عاشقاست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 14 = 21

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.