142

هيچ ديده‌ای
راه‌ها چه دراز شده‌اند؟
هيچ شنيده‌ای
کسی چيزی را تقسيم بکند؟

خواب‌ام نمی‌برد شب‌ها
عادت‌هایم عوض شده‌اند

هيچ خودت را اندازه کرده‌ای؟
هيچ احساس کرده‌ای
کسی واقعاً دوستت بدارد اين روزها؟
دلم سيگار می‌خواهد
نه، سيگار نه
الکل هم نه
يک چيز بهتر
مخدر، مخدر قوی

انگشتر
که هيچ ربطی به تو ندارد
توی انگشت اشاره‌ام
همان وسط‌ها گير کرده…

– ناشناس

9 دیدگاه برای “142”

  1. مخدر قوي ؟…منم دنبالش هستم اما راستش جرات ندارم سراغ اين چيزها بروم براي همين در دنياي خودم دنبالش مي گردم!با همه ي آن چيزهايي كه دارم…

    خوشحالم كردي كه سر زدي بازهم يادي از ما بكن

  2. سلام دوست عزیز
    این دفعه از U2 شعر گذاشتي
    مرسي. من يه مدت نبودم نشد که سر بزنم

  3. سلام
    بعد از یک وقفه طولانی اومدم و به شما سر زدم
    متنهاتون نسبت به قبل طولانی تر شده و این متن آخری تون خیلی قشنگ بود مخصوصا پاراگراف آخر.
    به امید دیدار
    شاد باشید

  4. سلام شعر زیبائی بود بهترین مخدر این است که خود بخواهیم آرام بگیریم با درون خود
    هیچکس بهتر از خودمان قادر به دلداری دل ما نیست
    موفق باشی وشاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

10 + = 20

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.