11 دیدگاه برای “138”

  1. دکــمه های کنده

    اعتــصاب خنده

    یک شکنجه در کنج

    ضــــربه ی کشنده

    پله هــای تاریک

    مــنطق عفـــونی

    روی یک میز تحریر

    اســـــتکان خونی

    یک چــــراغ روشن

    روی کتـــــف دیوار

    گردن شــــــب من

    زیر تیــــــــغ انکار

    وبلاگ خوبی دارین
    سعی کن همینطور خوب باقی بمونه …….
    میدونی تا وقتی خوبه که دلا پاک باشه؟؟؟؟
    روزی که دلا خدشه دار بشه روز مرگ هاست……………..

    قالبتون هم خاص هست مثه شعراتون..
    ولی در کل زیباست
    همین

  2. میدونی چی دوست من.. گاهی اوقات ته دلت میخواد کسی بیاد.. کسی باشه.. شونه ای.. دستی.. نگاهی… ولی.. وقتی که میاد آنقدر که باید از اومدنش راضی نیستی.. میدونی چرا چون هنوز خودمون رو خوب نشناختیم.. هنوز نمیدونیم از این زندگی چی میخواهیم.. بعد که میره.. تازه می فهمیم که چقدر تنها هستیم.. که کاش بود .. کاش کسی می آمد… کاش کسی بود.. دستی.. نگاهی. شانه ای.. اما دوست عزیز من. بدان که ما دوستان مجازی همیشه هستیم.. هر وقت که بخواهی…

  3. سلام دوست عزیز
    وبلاگ زیبایی دارید
    خوشحال میشم به کلبه ی تنهایی من سر بزنید
    منتظر حضور گرمتون هستم
    به امید دیدار …..

  4. دوست عزیز سلام
    وبلاگ بی نظیری هست
    امیدوارم روز به روز بهتر بشه
    راستی لینک هم دادم چون عالی بود

  5. سلام و چه زیبا خواهد بود زندگی را در لحظه های گرم و کوتاه تماما زندگی کنیم
    آشیانه شعر هم به روز شد
    موفق وشاد باشید

  6. مرگ کلمه ای ست که خیلی از آدما ازش می ترسند راستی چرا ما با وجود اینکه می دونیم پایدار نیستیم کاراهای درست رو انجام نمی دیم بعد هم به خودمون می گیم موجود برتر

  7. سلام خیلی خوشگل بود
    مرگ پایان زندگی نسیت و در ضمن بعد از مرگ همه چیز آرام نیست انسان بعد از مرگ تکاپوی بیشتری دارد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 + 8 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.