129

خط نبشت

تو
در اولین سطر تقویم دیدار
آن روز
به خط نگاهی زر اندود
کلامی نوشتی
و رفتی
و من نیز
شکسته
نوشتم
و ماندم
نوشتی که می‌مانی، اما
نماندی
نوشتم نمی‌مانم، اما
نه، ماندم…

– ناصر صارمی

13 دیدگاه برای “129”

  1. وبلاگ صمیمی و زیبایی دارید من پست حقیقت رو از گاندی خونده بودم البته فرقی هم نداره خودش مهمه به من هم سر بزنید.

  2. سلام شعر بامعنائی بود که ماندن را غمگین میکرد در شمردن روزهائی تنها ماندن
    ممنونم از حضور گرم شما در اشیانه شعر موفق باشید

  3. سلام خوبی؟
    کمی تا قسمتی غمگین بود
    امیدوارم که فقط شعرت غمگین بوده باشه اما خودت نه !

  4. سلام و ارادت.
    شعر زیبایی بود و البته کمی با زرد زمینه هماهنگ. منتظر کارهای بعدیتان هستم.
    میم.

  5. You’re beautiful. You’re beautiful.
    You’re beautiful, it’s true.
    I saw your face in a crowded place,
    And I don’t know what to do,
    ‘Cause I’ll never be with you.

  6. سلام آشیانه شعر به روز شد و در انتظار گرمی حضور دوستان
    موفق وشاد باشید.
    زندگی باید کرد و به عمق غم و بر اوج محبت باید دل خود راضی کرد ما همه رهگذر کوچه بودن هستیم با دل عاشق و شادان بگذر تا که امروزی هست!(ف.شيدا)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

83 + = 93

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.