20 دیدگاه برای “126”

  1. لین یه رقمو باهات موافقم
    تو هم بیا اونجا وبلاگ ما رو با این شمعی که من واست روشن کردم منور کن.
    میای تبادل لینک؟
    فعلا
    بای بای

  2. سلام نمیدونم آیا واقعا شیطان در عذاب هست یا نه اما انسانها رو که خیلی عذاب میده البته درپیکرهای انسانی
    ممنونم از حضور گرمتون در اشیانه شعر منهم شما رو لینک مینکم خودمم باید همه نوشته هاتون رو سر فرصت بخونم و دوستان دیگر هم بهره ببرند
    موفق باشید

  3. سلام به دوست قدیمی
    میلاد حضرت ختمی مرتبت حضرت محمد مصطفی را به شما تبریک میگویم //یاد روزهایی که به خانه خودتون سر میزدیدم به خیر //

    دوست من منتظر حضور گرمتون هستم منتظرم تا با حضورتون عطر مهربونی رو به وبلاگم بیاورید و یادی از گذشته ها را دوباره تازه کنیم
    موفق و شاد باشید
    بای

  4. سلام
    خوبي؟
    منو ميگييييييييييييييييييييي
    نه چندان هم در عذاب نيستم(چشمك)
    ديگه خبرم نميكني چرااااااااااااااااااا؟
    قهري با ماااااااااااااااااااااااااااااااا

  5. این روزها این گونه ام

    ببین دستم چه کند پیش میرود

    گویی هر شعر باکره ای را سروده ام.

    پایم چه خسته میکشدم.

    گویی کت بسته از خم هر راه رفته ام.

    تا زیر هر کجا

  6. مرا کسی نساخت، خدا ساخت

    نه آنچنان که ” کسی میخواست ”

    که من کسی نداشتم.

    کسم خدا بود، کسِ بی کسان.

    او بود که مرا ساخت آنچنان که خودش می خواست.

    نه از من پرسید و نه از از آن ” منِ دیگرم “.

    من یک گِلِ بی صاحب بودم.

    مرا از روح خود در آن دمید.

    و بر روی خاک و در زیر آفتاب،

    تنها رهایم کرد.

    ” مرا به خودم وا گذاشت “.

    .

    .

    این جا، جای من نیست.

    بر روی این زمین غریبم.

    این آسمان، سقف خانه من نیست.

    نباید به اینجا می آمدم.

    این جا تبعیدگاه من است.

    چه گناهی مرا به این غربت دور رانده است؟

  7. آخر چگونه این همه عشاق بی شمار
    آواره از دیار
    یک روز بی صدا
    در کوره راه ها همه خاموش می شوند؟
    باور کنم که دخترکان سفید بخت
    بی وصل و نامراد
    بالای بام ها و کنار دریچه ها
    چشم انتظار یار سیه پوش می شوند؟
    باور کنم که عشق نهان می شود به گور
    بی آن که سر کشد گل عصیانی اش ز خاک؟
    باور کنم که دل
    روزی نمی تپد؟
    نفرین بر این دروغ , دروغ هراس ناک….
    ” سیاوش کسرایی”

  8. lahazate shadi khoda ra setayesh kon.lahazate sakhti khoda ra jostojoo kon. lahazate aramesh khoda ra monajat kon. lahazate dardavar be khoda etemad kon.va dar tamame lahazat khoda ra shokr kon..

  9. عشق…………گذشتن از مرز وجوده……………………مرگ………………..آغاز راهه قصه بوده

  10. سلام دوست عزیز
    به راستی شیطان در عذاب است ! والله ما بیشتر داریم عذاب می کشیم
    چه پست خوبی را انتخاب کردی ای کاش بیشتر در این مورد مطلب می نوشتی
    وبلاگ مرداب آپ شد خوشحال می شم سر بزنی
    تا بعد بای دوستدار تو مرداب

  11. سلام
    آدرس وبلاگتون از وبلاگ مرداب برداشتم. وبلاگ خوبی دارید ولی چرا اینقدر ناامید هستید. منم تازه یه وبلاگ ساختم خوشحال می شم بهم سری بزنی و نظرتو بگی
    تا بعد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

55 + = 64

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.