112

دنیا پر از وعده‌ی دیدارهای به انجام نرسیده است.

هنگامی که رفتی
گل اشک را در خاک سبز چشم‌ام کاشتم
نمی‌دانستم آمدنت را بیهوده به انتظار نشسته‌ام
و هرگز غنچه‌ی انتظارم شکفته نخواهد شد…

– ناشناس

23 دیدگاه برای “112”

  1. آخه تو که بیشتر از من دلت گرفته. چه وبلاگ قشنگیه!

  2. مگر چقدر فرصت داري کنار خاطرات بنشيني؟ مگر چقدر وقت داري که از تن رودها بگذري و شيطنت ماهي ها را تماشا کني؟ مگر چقدر مي تواني دوشادوش عقربه ها لحظه ها را پشت سر بگذاري؟ کجا را نگاه مي کني؟ آسمان کمي آن طرف تر کنار درختان بيد جريان دارد.
    مگر چقدر مي تواني ساکن آرزوهاي بي سقف باشي؟دست خودت را بگير و سري به آيينه ها بزن ! با يک ورق کاغذ و يک خودکار آبي هم مي توان جنگلهاي رازناک را نوشت. چرا خودت را نمي بيني؟ همه شيشه ها دارند تو را مي بينند. همه پنجره ها دارند تو را به ديگران نشان مي دهند. چند رشته از گيسوانت را در بادها رها کرده اي تا زيبايي ات را به رخ خاک بکشي! انگار هرگز ماه را نديده اي که با آن همه زيبايي گيسويي ندارد. وقت مي گذرد. اگر لاله نباشي در تاريخ نخواهي ماند. اگر مثل لاله ها نباشي هيچ کس تو را نخواهد شنيد. آيا فرشته ها نام تو را مي دانند. گاهي که به ياد باران ها مي افتم دلم مي گيرد. کاش تو قدر درياها را مي دانستي. کاش پيراهن رفتار تو اين قدر چرک نمي شد، بيا به ابرها بگوييم باران را بر پنجره خانه مان بنشانند. بيا کوچه ها را بطرف کهکشان ها ببريم. گاهي که به ياد تو مي افتم دلم مي گيرد، مگر چقدر فرصت داري که زيبا بماني؟ مگر چقدر فرصت داري که خودت را به پرنده هاي جوان نشان بدهي؟ ابرهايي که مي روند ديگر نمي آيند، چين و چروک هايي که مي آيند ديگر بر نمي گردند. براي خودت آينه اي بخر ! موهايت را پنهان کن ! بگذار قلبت را پيدا کنند.

  3. كوچيك كه بودم،
    كوچ كردم.
    ميخواستم تو كوچه هاي پايتخت،
    آوازاي شاد بخونم.
    بزرگتر شدم،
    خون رفيقم پاچيد تو صورتم!
    رفتم جلو
    محكم فرياد زدم!

  4. چشمانت همیشه سبز باقی خواهد ماند
    زیرا در انتظار زییای عشق نشته ای
    شاید مساله این باشد که انسانها عشق هایشان را فروخته اند
    و تومانده ای و کوله بار از خاطرات بر باد رفته …
    بگذار بماند …
    چشمانت همیشه سبز باقی خواهد ماند …

  5. سلام
    ای خدای کربلا!
    ما را روز به روز با اين حقيقت كربلايي
    كه مقربانت را جام بلا بيشتر مي دهي آشناتر كن

    انقلاب خمینی امتداد نهضت حسینی است.

    تقارن دهه فجر و دهه محرم همگان را به سال پیروزی انقلاب می بردو عزاداری هایی که به راهپیمایی بر علیه شاه خائن مبدل گشته بود.

    از وبلاگت لذت بردیم.
    خوشحال می شیم اگر به ما هم سر بزنی .
    التماس دعا
    یا علی

  6. سلام …انگار بيهوده كاشته بوديم دانه انتظار را يا اشتباهي شده بود كه غم شكفت از دانه اي كه قرار بود …

  7. خودمون با لفظ منتظر فقط سرگرم کردیم….شاید همون اولشم که رفت میدنستی که انتظار کشیدن واسه برگشتنش فقط بهونه اس….

  8. اين راز مگو زنهار ، با بي خبران اغيار .. گنجينه به دل بسپار ، همراز دلم گشتي.. چون زمزمه اي گشتم ، كارام دلت باشم.. آرام دلم بردي ، فرياد دلم گشتي.. استاد بدم چندي ، در مكتب من بودي.. اين رابطه وارون شد ، استاد دلم گشتي.. اكنون كه بشد اينسان ، آباده ما ويران.. در كوي پريشاني ، ميعاد دلم گشتي.. گفتي كه به شب ها خواب ، از ديده گريزان شد .. من خواب دلت گشتم ، بيدار دلم گشتي.. گفتي كه دوائي كن زين زخم دل ما را.. درمان دلت گشتم ، بيمار دلم گشتي..

  9. ای بابا ….. این حرف ها چیه …. من باید عذر خواهی کنم بابت این مدت .
    امیدوارم که هرچقدر مشغولی خوش هم بهتون بگذره ما رو هم یاد کنید .
    تا بعد ….

  10. سلام
    نا خودآگاه اين شعر به يادم آمد:
    وعده ديدار نزديك است
    باز مي لرزد دلم دستم
    باز گويي در جهان ديگري هستم
    براتون آرزوي چنين احساسي رو دارم
    هميشه شاد باشيد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 + 5 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.