23 دیدگاه برای “108”

  1. سلام… اگه همه ی رفتنا، مثل افتادن برگ امید بازگشت داشته باشن که خیلی خیلی عالیه… 🙂

  2. جناب پاییز مدتهاست که به وبلاگ تو و بقیه ی دوستات سر می زنم . نوشته هاتون قشنگه . اما من نمی فهمم . اصلا زبان شما ها رو نمی فهمم . من توی یک دنیای دیگه ام . اما دنیای شما کجاست ؟؟؟؟؟؟

  3. به: نیک
    شاید نخواستین که بفهمید.شاید هم مانده تا تجربه کنید.خدا کند عاشق شوید.

  4. سلام از غربت. عید فرخنده فربان را بر همه گان مبارک گفته و اوقات نورانی را آرزومندم برای شما دوستان.

  5. با خندیدن غم ……..؟!؟! ولی. . . ! از تلخ هم تلخ تره (گریه )
    ( از اینکه دیر سر زدم ببخشید . آخه به نت دسترسی ندارم)
    راستی عیدت هم مبارک

  6. و شايد مثل همه چيز
    بجز زندگي…

    منتظر ردپاي مهتابيتون در كلبة تاريك شب زده ام هستم…

  7. هيچ راهي براي آنكه از آينده با خبر شويم و بدانيم كه چه در انتظار ماست وجود ندارد پس اي نفس بر خدا توكل كن و صبر داشته باش همه چيز از جانب اوست كه ميرسد و اينچنين هر چه باشد نعمت است……..

    با سلام به شما برادر عزیز،خوبید؟
    بسیار زیبا بود مثل همیشه
    عید قربان و نیز پیشاپیش فرا رسیدن عید سعید غدیر خم رو به شما و خانواده محترمتون تبریک عرض میکنم
    شاد باشید و پیروز
    یا حق

  8. به یه غریبه : بهای سنگینی داره که می ترسم در توانم نباشه بپردازم .

  9. به نیک: بهای سنگینی داره درست ولی عشق برای نشون دادن خودش از کسی اجازه نمیگیره که بخواین براش برنامه ریزی کنین عشق یه حادثه ست . چند روز پیش جایی خوندم که:دلم را گرفته بودم توی مشتم که باد نبرد حواسم که جمع تر شد نسیم نگاهت دلم را برد که برد … حالا نه دل دارم نه حواس…
    بله خانم یا اقای نیک اینجوریاست

  10. سلام
    پنجره نظرات پست بالا باز نميشه براي همين من در اينجا نوشتم
    اين هم يه جور از قمار زندگي هست يه روي سكه برد و روي ديگه باخت
    هميشه شاد باشيد

  11. سلام
    چند روزه هی میبینم به روز کردی، ولی دومین وبلاگت کار نمیکنه
    خرابه گویا!
    خواستم بگم زمستون شده، دلها سرد شدند… به کلبه ی من بیا تا کمی گرم شه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 34 = 37

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.