415

در هر نسلی باید یک احمقی وجود داشته باشد تا حقایقی را که می‌بیند، با صدای بلند بر زبان بیاورد.

کتاب: ادبیات علیه استبداد

0

414

یک روزی مثل هر روز، اما برای آخرین بار به کوچه رفتیم، بازی کردیم و به خانه بازگشتیم؛ و نمی‌دانستیم که دیگر هیچ‌وقت برای بازی به کوچه بازنخواهیم‌گشت…

با کمی تغییر
از وبلاگ:
rgon299.blog.ir

2+

413

و خدا این کشور را،
از دشمن،
از خشکسالی،
از دروغ،
حفظ نکرد!

پی‌نوشت: و حتی از بیماری نیز!

5+

412

از یک جایی به بعد، سن آدم که بالاتر می‌رود، جرأتش کم می‌شود؛ محتاط می‌شود؛ کند می‌شود؛ ریسک نمی‌کند؛ کارها را با دقت و در زمان بیشتری انجام می‌دهد تا خطایی رخ ندهد؛ چون دیگر حوصله‌ی دردسرهای جبرانِ خطا را ندارد! هم از لحاظ جسمانی و هم از نظر روانی، زود خسته می‌شود. از یک جایی به بعد، دیگر نمی‌کِشد…

2+

411

Her yer karanlık ama korkma sarıl bana
Sevgilim yazdığım son satır sana…

همه جا تاریک است؛ اما نترس، بغل‌ام کن
عزیزم، این آخرین سطری‌ست که برایت نوشتم…

3+

410

این که در میانسالی مطلع شوی به هر دلیلی در حال گذراندن آخرین روزهای زندگی‌ات هستی، شاید بزرگ‌ترین ضربه در طول زندگی‌ات باشد! وقتی می‌بینی تاکنون هر چه رشته‌ای، محکوم به پنبه شدن هستند، یا حداقل تو‌ دیگر زمان کافی برای به اتمام رساندن کارهای ناتمامت را نداری، باقی روزهای زندگی‌ات، کمتر از جهنم نیست. معمولاً عمده تلاش‌های انسان از کودکی تا میانسالی، برای حصول نتیجه از میانسالی تا سالمندی است. حال وقتی می‌بینی کاشته‌هایت رشد و نمو کرده‌اند، اما تو دیگر زمان کافی برای دیدن به محصول نشستن‌شان را نداری و مقرر شده بگذاری و بگذری، دیوانه‌ات می‌کند!

3+

409

Kapıyı kapat sessizce
Rahatsız ettin yeterince
Mecbursan konuşmaya
Son sözünü söyle…

در را پشتِ سرت به آرامی ببند
به اندازه‌ی کافی مزاحم شدی
اگر مجبوری چیزی بگویی
حرف آخرت را بزن…

2+

408

بدترین شغل دنیا، شغلی است که فقط به خاطر امرار معاش و گذران زندگی باشد و مجبور باشی هر روز، کاری را انجام بدهی که نه علاقه و نه تخصص‌اش را داری. در مقابل، بهترین شغل، شغلی است که هم دوست‌اش داری، هم تخصص‌اش را. حال اگر آن شغل، پردرآمد هم باشد و بتوانی پیشرفت داشته باشی و گسترش‌اش بدهی و با درآمد حاصل نیز به آرزوها و خواسته‌هایت جامه‌ی عمل بپوشانی، یک زندگی ایده‌آل رقم خواهد خورد. زندگی، کار نیست؛ اما کار، زندگی است.

4+

407

جو کاشته‌ایم و نشسته‌ایم به انتظار روئیدن گندم!

3+

406

پولدار که باشی، زمستان بهانه‌ای می‌شود برای خریدن لاستیک برفی برای خودروی شاسی بلند! با دوستان به آفرود رفتن، تفریح کردن و از زندگی لذت بردن… اما خدا نکند فقیر باشی و برف ببارد؛ از سر خوردن لاستیک‌های صاف بگیر تا از کار افتادن بخاری و برف‌پاکن‌ها به خاطر فرسودگی خودرو!
روحت شاد حسین پناهی! آیا برای پرسش‌ات که «چرا باید پول تعیین کند برف نعمت است یا عذاب؟!» پاسخی یافته‌ای؟

0